تبليغاتX
همه رفتند کسی دوروبرم نیست
عاشقانه
 چشمونم مونده به در کی برمی گردی؟

سلام بر تو اي نيلوفر زيباي من وقتي که در شاخ شاخ نگاهم پرنده هاي غريب اشک لانه کردند موقعي که بهار صبح کوفته و کوبيده سر به درگاه خاکين قلبم سائيد انگاه بود که در خود احساس ياس و نا اميدي داشتم در تجسس مونسي بودم که ناگهان نسيمي وزيد و پرده هاي پنجرهي قلبم را کنار زد و عطر آيين عشق را به خاکروبه هاي ديواره قلبم رساند. آنگاه بود که تو آمدي و مرا از کسالت رهائي دادي .پس اي عشق اي غريبه امروز با صبر و متانت به تو ميفهمانم که... دوستت دارم

تقصير دلم چيست اگر روي تو زيبا ست حاجت به بيان نيست که از روي تو پيدا ست من تشنه ي يک لحظه تماشاي تو هستم افسوس که يک لحظه تماشاي تو رويا ست در خانه ي احساس اگر زمزمه اي است آن زمزمه از توست که در جان دل ما ست من قايق آواره ي درياي تو هستم خوب است بداني که دلم عاشق دريا ست در حسرت ديدار تو مي سوزم و امٌا اين دست خودم نيست به حق روي تو زيباست

     خدایا به هر کس که دوست میداری به من بیاموز که دوست داشتن از عشق برتر است           

   منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم.. در چشمانت

                           خیره شوم و بگویم دوستت دارم....

دارم  را بر لبانم  جاری  کنم ...  منتظر  لحظه ای  هستم که در

                                          کنارت بنشینم....

سر  رو شونه هایت  بگذارم .. از عشق تو .. از داشتن  تو ..

اشک شوق  ریزم ...

منتظر لحظه ی مقدس که تو را در اغوش بگیرم ..  بوسه ای  از

سر عشق به تو

تقدیم کنم و با تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم . اری

من تو را دوست

دارم و عاشقانه تو را می ستایم .

 

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385  |
 

 

سلام بر تو اي نيلوفر زيباي من وقتي که در شاخ شاخ نگاهم پرنده هاي غريب اشک لانه کردند موقعي که بهار صبح کوفته و کوبيده سر به درگاه خاکين قلبم سائيد انگاه بود که در خود احساس ياس و نا اميدي داشتم در تجسس مونسي بودم که ناگهان نسيمي وزيد و پرده هاي پنجرهي قلبم را کنار زد و عطر آيين عشق را به خاکروبه هاي ديواره قلبم رساند. آنگاه بود که تو آمدي و مرا از کسالت رهائي دادي .پس اي عشق اي غريبه امروز با صبر و متانت به تو ميفهمانم که... دوستت دارم

 

 
|+| نوشته شده توسط محمد جواد در جمعه هشتم دی 1385  |
 گل مریم

گل مریم

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385  |
 نازنین یار

تحمل كن عزيز دلشكسته

تحمل كن كنار شمع خاموش

تحمل كن كنار گريه ي من

به ياد دلخوشي هاي فراموش!

جهان كوچك من از تو زيباست

هنوز از عطر لبخند تو سر مست

واسه تكرار اسم ساده ي توست

صدايي از من عاشق اگر هست

 منو نسپار به فصل رفته ي عشق

نذاز كم شم من ٫از آينده ي تو !

به من فرصت بده گم شم دوباره

توي آغوش بخشاينده ي تو

به من فرصت بده بر گردم از من 

به تو برگردم و يار تو باشم !

به من فرصت بده باز از سر نو

دچار تو , گرفتار تو باشم

نذار از رفتنت ويرون شه جانم 

نذار از خود به خاكستر بريزم

كنار من كه وا مي پاشم از هم 

تحمل كن , تحمل كن عزيزم

به من فرصت بده رنگين كمون شم 

از آغوش تو تا معراج پرواز

حديث تازه ي عشق توام من 

به پايانم نبر از نو بيآغاز !!!

 

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 نظر یادت نره

 عزیزدل

دلبر

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در پنجشنبه شانزدهم آذر 1385  |
 دلم برات تنگه

 

پایان زندگی بدون عشق چیست؟

 

پایان غم های من چیست؟

 

آی مردم آی عاشقا یکی پایان را برایم معنی کند!!!!!

 

حال که کسی نمیگوید

 

پایانم را خود تعبیر میکنم

 

پایان یعنی......

 

دوباره دل هوای با تو بودن کرده

نگو این دل دوری عشقتو باور کرده

دل من خسته از این دست به دعاها بردن

همه ی ارزوهام با رفتن تو مردن

حالا من یه ارزو دارم تو سینه

که دوباره چشم من تو رو ببینه

واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا میدم

آخه تو رنگ چشات هیبت دنیا رو دیدم

تویه هفتا آسمون تو تک ستاره منی

به خدا ناز دو چشمات رو به دنیا نمیدم

 برای عشق تمنا كن ولی خار نشو ...

 

 برای عشق قبول كن ولی غرورت را از دست نده ...

 

 برای عشق گریه كن ولی به كسی نگو ...

 

 برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببينه ...

 

 برای عشق پيمان ببند ولی پيمان نشكن ...

 

 برای عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگير ...

 

 برای عشق وصال كن ولی فرار نكن باشه سحر فرار نکن

 

 دوستت دارم یه عالمه

تنها امیدم تویی ...

بی تو برگ پائیزی ام اسیر دست طوفان ...

سخته خيلي سخت

تقديم به كسي كه آفتاب مهرش در آسمان قلبم هرگز غروب نخواهد كرد ... مادرم

تو مثل روح نسيمي ، مثل تولد باران !

زلال و پاك و عزيزي ، مثل صداقت ياران !

تو مثل خواب بنفشه ، مثل لطافت مريم !

صميمي و ماندگاري ، مثل طراوت شبنم !

تو نازنين و قشنگي ، مثل تبسم مهتاب

تو مثل معجزه هستي ، براي اين دل بي تاب !

تو يادگار وفائي ، پر از محبت و احساس

سپيد و روح نوازي ، مثل طراوت يك ياس !

شكوه قلب مني تو ! تو اي ترانه دريا !

مثل نهايت دشتي ، مثل غريبي صحرا

تو مثل قلب شقايق پر از شكنجه و دردي

تو مثل قامت يك كوه ، صبور و خسته و سردي !

تو باغ عشق و وفائي ، كوير نفرت و ترديد

تو آن نهايت عشقي ، تو آن سخاوت خورشيد !

تو مثل سادگي خواب ، بيا شبي به سراغم

 

زخمی تر ازهمیشه از درد دل سپردن

                    سرخورده بودم از عشق درانتظارمردن

باقامتی شکسته ازکوله بارحسرت

                     درجستجوی مرهم راهی شدم زیارت

رفتم برای گریه رفتم برای فریاد

                  مرهم مراد من بودکعبه تو رو به من داد

باتو نفس کشیدن یعنی غزل شنیدن

                     رفتن به اوج قصه بی بال پر پریدن

کاش می دیدم چیست

ahmad

همچـو نِـی می نالـم از سودای دل      

         آتـشـی در سـیـنه دارم جـای دل

مـن که با هر داغ پیـدا سـاخـته ام          

      ســوخـتـم از داغ نــا پـیـدای دل

همچو موجم یک نفس آرام نیست        

         بس که طوفان زا بود دریای دل

دل اگـر از مـن گـریـزد وای مــن    

           غـم اگـر از دل گــریـزد وای دل

 
|+| نوشته شده توسط محمد جواد در یکشنبه پنجم آذر 1385  |
 عاشقتم !نمی دونم می دونی یا نه؟

تقدیم به مریمکه عاشقانه ترین نام است

خانه ای در قلب جنگل داشتم یادش بخیر

در حیاطش عاطفه می کاشتم یادش بخیر

در کنارش رودی از عشق و محبت می گذشت

عالمی با سبزه و گل داشتم یادش بخیر

بید مجنون در کنارش چون ستونی ساده بود

اسوه از صبر و تحمل داشتم یادش بخیر

بیا پیشم

مهربان من ...

می شود از اين به بعد بنويسم برايت؟

چرا نشود

راستی يادت نرود

آن تويی را که می گفتم تکه ای از تو را دارد ...

((  چون می دانی

گاهی حس می کنم خود تو خيلی بزرگی برای اينکه دوستت داشته باشم

يک توی کوچکتر را به من بده

تا به واسطه اش عشق بورزانم به تو  ))
 
سلام به همگی امیدوارم حالتون خوب باشه اگه صلاح می دونید در مورد وبلاگ من یه نظری بدید ... متشکرم
عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من
شب هجران نکند قصد دل ازاری من
روزگاری که جنون رونق بازارم بود
تو نبودی که بیایی به خریداری من
 
|+| نوشته شده توسط محمد جواد در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385  |
 تاابد یاد تو را در سینه پنهان می کنم

به کسی عشق بورز.....!

  که لایق عشق باشه نه
 تشنه ی عشق
  چون تشنه ی عشق روزی     
 سیراب میشه  
          

          
      
 
      
   
                 
  
  
 
|+| نوشته شده توسط محمد جواد در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385  |
 

ای ادمها که در ساحل نشسته شادوخندانید  یک نفر در اب دارد می سپارد جان

Image hosting by TinyPic

گوشهایم شنیده اند که گلها هرگز خیانت نمیکنند

اما چشمانم چیز دیگری را میبینند

حال مانده ام حرف کدام یک را باید باور کرد

آنچه را که میبینم

یا آنچه را که میشنوم

هیچکدام بهتر است

به حرف دل گوش میسپارم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در سه شنبه نهم آبان 1385  |
 تنهایی من

 

 

 

زندگی قصه ی تلخیست بسکه اذرده مرا میل به پایان دارم

به سراغم اگر می ایید نرم و اهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

 

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در دوشنبه دوازدهم تیر 1385  |
 لحظه ای بامن باش

  only for you maryam

 لحظهای با من باش

که اگر لحظه ای

آزرده شود چشمانت

تو بدانی  شاید

 که حقیقت اینجاست

لحظه ای طو فان باش

که تو ویران کنی

این دهکده خفت را

تا که بر پا داری

قصری از عزت را

لحظه ای آتش باش

که تو گرما بخشی

این تن منجمد

مانده از آن قافله را

لحظه ای باران باش

که بشویی از من

این همه شک و گمان بد را

تو که آدم هستی

و در آن شکی نیست

لحظه ای انسان باش

که بدانی بودن

که بدانی ماندن چقدر دشوار است

لحظه ای با من باش

تا بدانی که سر ثانیه ها

با تو من می مانم

در کتاب  هستی

من نه یکبار

نه صد بار

که بی مرز

تو را می خوانم

لحظه ای با من باش................

 www.tanhamaryam.blogfa.com

 www.maryam68javad.blogfa.com

تولدت مبارک

مریم جان سلام. تولد ۱۷ سالگیت را به تو تبریک میگم نمی دونم چقدر به فکر من هستی ولی من الان سه ماه است که منتظر این روز هستم .. خیلی دلم می خواست که خودم بهت تبریک بگم و هدیه ای بهت تقدیم کنم اما خودت می دونی که نمی تونم

تولدت مبارک عزیزم

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در چهارشنبه سوم خرداد 1385  |
 لحظه های غربت

در تمام لحظه هایم هیچ کس غربت تنهائیم را حس نکرد
آسمانم غم گرفت
هیچ کس برکه طوفانیم را حس نکرد
آنکه سامان غزلهایم از اوست
بی سر و سامانیم را حس نکرد

ای كه سياهه چشمات همرنگ روزگارم
از دست تو چه روز و چه روزگاري دارم
هزار تا وعده دادي نيومدي مارو كاشتي
اين دل مهربونو چشم‌انتظار گذاشتي
براي بي‌وفايي هزار بهونه داري
هزار و يك شكايت از اين زمونه داري
چشم‌انتظارم نذار تاريك و تارم نذار
بيشتر از اين غصه رو رو كوله‌بارم نذار

www.tanhamaryam.blogfa.com

www.maryam68javad.blogfa.com

 


 

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385  |
 چشم انتظارم تا ابد

من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم؛

اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم؛

بر لب کلبه ی محصور وجود،

من اگر در این خلوت خاموش سکوت،

اگر از یاد تو یادی نکنم، می شکنم

اگر از هجر تو آهی نکشم،

تک و تنها، به خدا می شکنم، می شکنم

آهای بهانه ی قشنگ زندگیم

من تو رو دوستت دارم فقط همین

سلام عزیزم عیدت مبارک امیدوارم مثل همیشه شاد باشی و موفق .

عزیزم عمریه که عاشقتم ولی تو چی ایا هیچ به من فکر می کنی تمام امید من به رضایت تو از خودمه امیدوارم موفق شده باشم

با تمام احترام و امید دوستدار همیشگی تو javad

 

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در پنجشنبه سوم فروردین 1385  |
 i love you

بي تو هر شب اشك من از ديده مي بارد

     در سكوتي تلخ

             دست سردم

                  گرمي دست تو را احساس مي دارد

 در حباب اشك

           ديدگانم لحظه ديدار مي بيند

آتشين لبهايم

             از باغ لبانت بوسه مي چيند

                      مژه بر هم مي زنم ، افسوس

بار ديگر خواب مي بينم

         بر حرير آرزوها

                       مي نويسم :

                             عشق من برگرد

                        بي تو از دنيا گريزانم

         بي تو از اندوه می ميرم                     

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384  |
 اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست
من گمان می کردم دوستی4 فصلش همه آراستگیست من چه می دانستم هیبت باد زمستانی هست من چه می دانستم سبزه می پژمرد از بی آبی سبزه یخ می زند از سردی دی من چه می دانستم دل هر کس دل نیست قلبها آهن و سنگ قلبها بی خبر از عاطفه اند من چه می دانستم....

 

حسرتي گر به دلم هست همان ديدن توست من پرستوي خزان ديده چشمان توام يک جهان احساس قربان کرده ام يک نگاه سرد بارم مي کني؟ من نمي دانم بگو با من چرا؟ حبس در آن زلف تارم مي کني من که ميدانم تو با اين کارها بازهم اميدوارم مي کنم .

only for you

سرسبزترین بهار تقدیم تو باد

آواز خوش هزار تقدیم تو باد

"گویند که لحظه یست روییدن عشق"

آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد

 

نمي خواهم به جز من دوست دار ديگري باشي

نمي خواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي

نمي خواهم صفاي خنده ات را ديگري بيند

نمي خواهم كسي نامش،بر لبهاي تو بنشيند

نمي خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستي

نمي خواهم كسي يارت شود در راه اين هستي  

من حدیثم رنگ دیگر داشت پیش از پای عشق

این که می بینی، ز دست عشق آمد برسرم

باز بعد از نیمه شب شد ، باز میخواند خروس

آن سرودی را که هر شب مشکل آید باورم

هیچ شب یادم نمی آید که پیش از نیمه شب

پیکرم در خواب راحت دیده باشد بسترم

   

 

سرسبزترین بهار تقدیم تو باد

آواز خوش هزار تقدیم تو باد

"گویند که لحظه یست روییدن عشق"

آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد

 

نمي خواهم به جز من دوست دار ديگري باشي

نمي خواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي

نمي خواهم صفاي خنده ات را ديگري بيند

نمي خواهم كسي نامش،بر لبهاي تو بنشيند

نمي خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستي

نمي خواهم كسي يارت شود در راه اين هستي  

من حدیثم رنگ دیگر داشت پیش از پای عشق

این که می بینی، ز دست عشق آمد برسرم

باز بعد از نیمه شب شد ، باز میخواند خروس

آن سرودی را که هر شب مشکل آید باورم

هیچ شب یادم نمی آید که پیش از نیمه شب

پیکرم در خواب راحت دیده باشد بسترم

   

 

 

دل شکسته

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در یکشنبه یازدهم دی 1384  |
 عزیزمی جگر طلا
namitha

دوستت دارم قد تموم ستاره ها باورت میشه 

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در یکشنبه سیزدهم آذر 1384  |
 مطرب عشق

قربانی عشق

 

I love you 

من که ستایشگر افسوس ستاره های سرگردانم نه مفتون عشوه گری های عشق آفرین مهتاب

هر گاه حتی یک لحظه در عمر کوتاه خودم لیاقت آنرا داشته باشم که در پیشگاه پروردگار زانو بر زمین زنم از او صمیم قلب محنت زده ام خواهم خواست که بهترین لحظه ها از آن تو و خوشبخترین عالم تو باشی

ilove you

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در چهارشنبه دوم آذر 1384  |
 شیشه پنجره را باران شست

باران

چشمان خیس...
 

وقتي گونه ها را باران شسته است

و اشك ها را ،باد با خود برده است

                   ****

و... آن روز غنچه ي باور من لرزيد

و دفترش براي هميشه بسته شد

و يك نفر، فرياد زد

....باد مي آمد

هيچ كس نشنيد ...

رويا .....بود....

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در پنجشنبه دوازدهم آبان 1384  |
 دوستت دارم

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در سه شنبه دهم آبان 1384  |
 نمی دانستی...

ناز چشم تو کشيديم و نمي دانستي

پا به پاي تو دويديم و نمي دانستي

پاي بند تو شديم و به تو ما دل بستيم

دل ز غير از تو بريديم و نمي دانستي

شور من از لب شيرين شما ريشه دواند

تلخي هجر چشيديم و نمي دانستي

بال در بال نگاهت به پريشاني محض

در خيال تو پريديم و نمي دانستي

داغ تو نقش دل ماست شقايق واريم

با دل سرخ شهيديم و نمي دانستي

با تو بودن هوسي بود که رويايي بود

گر چه که خواب تو ديديم و نمي دانستي

تو زما دست کشيدي به خدا دانستيم

ما ز جان دست کشيديم و نمي دانستي

نقطه باز از سر خط نام تو تکرار کنم

گر چه پايان برسيدي و نمي دانستي

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در جمعه پانزدهم مهر 1384  |
 هوای یار

درهوایت بی قرارم روز وشب

مریم

www.tanhamaryam.blogfa.com

      

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در پنجشنبه سوم شهریور 1384  |
 سبزه

عشقو ببین چه می کنه 

این عشق نیست

 

من بودنی که عا قبتش  نیست بودنش

 

بیزارم از تمام رفیقان  نارفیق

 

این ها چقدر فاصله دارند تا رفیق

 

این جا کسی برای کسی کس نمی شود

 

حق با تو بود ماندمان عاقلانه نیست

 

ما میرویم چون دلمان جای دیگر است

 

ما میرویم مقصدمان نا مشخص است

 

ما میرویم، ماندن با درد فاجعه است

 

بر جای جایمان زخم خنجر است

 

ازسادگی ست گر به کسی تکیه کرده ایم

طفلی این دل که همیشه به گناه دیگرون مرد !!!

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در دوشنبه سوم مرداد 1384  |
 
سلام عزیزان امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد هر چند قابل شما رو نداره فقط خواهش میکنم نظر خدتونو در مورد وبلاگم بدید تا من بفهمم که وبلاگم چه نقطه ضعف و قوتی داره و نقطه ضعف هاش رو رفع کنم از اینکه ما رو قابل میدونین متشکرم...خدا حافظ

تقدیم به تنها بهانه زندگی ام(مریم)

عشق من m

امیدوارم در تمام مراحل زندگی ات موید باشی و عاشق

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در چهارشنبه هشتم تیر 1384  |
 

 

تقدیم به مریم که عاشقانه ترین نام است

و بیاد مریم که زندگی ام از ان اوست

تولدت مبارک

مریم عزیزم تولدت مبارک  ... نمی دونم الان کجایی و چه کار می کنی ..من در بندر عباس هستم و به یاد تو ... در هر کجا که هستی امیدوارم که موفق و موید باشی این گل زیبا را به تو تنها امید زندگی ام تقدیم می کنم

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در سه شنبه سوم خرداد 1384  |
 عاقبت عشق تو از زندگی بیزارم کرد

 سلام عزیزم  خیلی دلم برات تنگ شده فقط همین t a r a n e h h a

اگر مي بيني عاشق تو هستم ، ديوانه تو هستم ، و

تمام فکر و زندگي من تو شده اي

به خدا بدان که اين دست خودم نيست!

اگر ميبيني چشمانم در بيشتر لحظه ها خيس است و

دستانم سرد است و

 اگر ميبيني همه لحظه هاي دور از تو بودن

اينهمه سخت و پر از غم و غصه است 

بدان که اين دست خودم نيست!

 دست خودم نيست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم

ميبينم و به ياد تو مي باشم.

دست خودم نيست که دوست دارم هميشه در کنارت باشم ،

به خدا دست خودم نيست که هر شب به آسمان نگاه مي اندازم و

 ستاره اي درخشان را ميبينم و به ياد تو مي افتم!

دست خودم نيست که هر سحرگاه به انتظارت مينشينم

تا در آسمان دلم طلوعي دوباره داشته باشي!

 

 
|+| نوشته شده توسط محمد جواد در چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1384  |
 ناامیدی مطلق........

شیشه بلوری خیال مناگه يكي رو ديدي وقتي داري رد ميشي بر مي گرده ونگات مي كنه بدون براش مهمی

 

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي فتي بر مي گر

 

دو با عجله مياد به سمتت بدون براش عزيزی

 

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي بر مي گردو نگات مي كنه بدون واسش قشنگی

 

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه مي كني مياد با هات اشك مي ريزه بدون دوستت داره

 

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف مي زني تركت مي كنه بدون عاشقته

ای ادمها که در ساحل نشسته شادوخندانید

یک نفر در اب دارد می سپارد جان

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در جمعه دوازدهم فروردین 1384  |
 عشق یعنی انتظار و انتظار
انتظار بی پایان

عشق یعنی انتظاروانتظار

عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراغش سوختن

عشق یعن شعله بر خرمن زدن

عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی با پرستو پر زدن

عشق یعنی اب بر اتش زدن

 
عزیز دلم سلام عیدت مبارک از صمیم دل برایت ارزوی روزهای خوب و خوش را در سال جدید از خداوند خواستارم  خیلی دلم برات تنگ شده خدا نگهدارت
|+| نوشته شده توسط محمد جواد در سه شنبه دوم فروردین 1384  |
 تو را اندازه شبهای مستی دوست دارم

و رفتي ديگري آمد كه او هم مي رود فردا
دلم ديگر به تنگ آمد از اين بدرود جان فرسا

به دنبال تو بي پروا هزاران ره كه پوييدم
نسيم وساق هر گلشن هزاران غنچه بوئيدم

به دلم اميد دادم غزل و ترانه خواندم
به ميان دشت سينه گل آرزو نشوندم

به لب نام تو آوردم چه در مستي چه هوشياري
نبودي از نظر غائب چه در خواب وچه در بيداري

تو اما راه خود رفتي چو رودي سوي دريا
ولي من ساكت و خاموش بسان باد صحرا

تو عزیز دلمی 
 خسته از عشق
 

عشق من  m


شب انتظار...

 

شب به روی شیشه های تار

 

می نشست آرام چون خاکستری تبدار

 

باد نقش سایه ها را در حیاط خانه هر دم زیر و رو می کرد

 

پیچ نیلوفر چو دردی موج می زد بر سر دیوار

 

در میان کاج ها جادوگر مهتاب

 

با چراغ بی فروغش می خزید آرام

 

گوئیا او در گور ظلمت روح سرگردان خود را جستجو می کرد

 

 

من خزیدم در دل بستر

 

خسته از تشویش و خاموشی

 

گفتم ای خواب ای سر انگشت کلید باغ های سبز

 

چشم هایت برکهء تاریک ماهی های آرامش

 

کوله بارت را به روی چشم گریان من بگشا

 

و ببر با خود مرا به سرزمین صورتی رنگ پری های فراموشی

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1383  |
 به دیدارم بیا....

 عشق جنون است و جنون جز خرابي و پريشاني (فهميدن) وانديشيدن نيست 

  اما دوست داشتن در اوج معرابش از سر حد عقل فراتر مي رود و فهميدن و

        انديشيدن را نيز از زمين مي كند و با خود به قله بلند اشراق مي برد

    عشق يك فريب بزرگ و قوي است و دوست داشتن يك صداقت راستين

             و صميمي بي انتها و مطلق

        عشق همواره با شك آمود است و دوست داشتن سراپا يقين

    از عشق هر چه بيشتر مي نوشيم سيراب تر مي شويم و از دست داشتن

             هر چه بيشتر  تشنه تر

        عشق نيرويي است در عاشق كه او را به معشوق مي كشاند و

     دوست داشتن جاذبه اي است در دوست كه دوست را به دوست مي برد

    عشق تملك معشوق است و دوست داشتن تشنگي محو شدن در دوست

دفتر عشق

 

 

 

   

     سلام.. از اینکه به دل خسته من سر می زنید فقط نظر یادتون نره. متشکرم     

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در چهارشنبه نهم دی 1383  |
 هرگزنمیرد انکه دلش زنده شد به عشق
دفتر عشق 
|+| نوشته شده توسط محمد جواد در دوشنبه دوم شهریور 1383  |
 اسیر عشق

گل مریم 

|+| نوشته شده توسط محمد جواد در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1383  |
 
 
بالا